به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ بر اساس پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان که در سال ۱۳۹۹ انجام شد، ۸/۵۸ درصد از جوانان ایرانی تمایل به تنها زندگی کردن داشتند. سرپرست مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت نیز اعلام کرده است که آمار ایرانیهای مجرد در سن ازدواج از مرز ۱۷ میلیون نفر گذر کرده است؛ عددی که زنگ خطر را برای آینده جمعیت کشور به صدا درآورده است.
این آمار نشان میدهد که تمایل به تکزیستی در میان نسل جوان ایران، دیگر یک پدیده حاشیهای نیست، بلکه به یک الگوی مسلط در حال تبدیل شدن است. جامعهشناسان معتقدند که این دگردیسی از آغاز دهه ۹۰ و همزمان با ورود دهه شصتیها به دوره جوانی افزایش یافت؛ بهطوری که وزیر وقت ورزش و جوانان در سال ۱۳۹۱ اعلام کرد که ۳۰ درصد جوانان در کلانشهرهای تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز و اهواز به تنهایی زندگی میکنند.
چهره پنهان تنهایی؛ سالمندان منزوی
اما این پدیده تنها به جوانان محدود نمیشود. تازهترین آمارهای منتشرشده از سوی مسئولان شهری و حوزه سالمندی نشان میدهد که تهران در خط مقدم تغییر جمعیتی قرار دارد. مدیرکل سلامت شهرداری تهران اعلام کرده است که در هر محله پایتخت به طور میانگین حدود ۲۸ هزار نفر زندگی میکنند که از این تعداد، بین چهار هزار و ۵۰۰ تا پنج هزار نفر سالمند هستند.
در همین حال، حدود ۱۵ درصد از سالمندان تهرانی را «سالمندان منزوی» تشکیل میدهند؛ افرادی که به دلایل مختلف از جمله فوت همسر، مهاجرت فرزندان، کاهش ارتباطات خانوادگی، مشکلات اقتصادی یا بیماریهای جسمی، ارتباط اجتماعی محدودی دارند و اغلب بدون حمایت کافی زندگی میکنند.
زنانه شدن تنهایی نیز یکی دیگر از ابعاد نگرانکننده این پدیده است. طبق آمارهای منتشرشده، حدود ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار سالمند تنها در ایران زندگی میکنند که بخش بزرگی از آنان را زنان تشکیل میدهند؛ بین سه میلیون و ۲۰۰ هزار تا سه میلیون و ۵۰۰ هزار نفر. مژگان رضازاده، رئیس دبیرخانه شورای سالمندان کشور، میگوید زنان سالمند اکنون بیش از نیمی از جمعیت سالمندان ایران را تشکیل میدهند.
ریشههای تنهایی مدرن؛ از اجبار اقتصادی تا انتخاب آگاهانه
تکزیستی و تنهایی مدرن در کلانشهرها ریشه در عوامل متعددی دارد که به دو دسته کلی «اجبار اقتصادی» و «انتخاب آگاهانه» تقسیم میشود.
اجبار اقتصادی:
تورم افسارگسیخته، افزایش سرسامآور اجارهبها و هزینههای زندگی، بسیاری از افراد را به سمت زندگی انفرادی سوق داده است. آمارها نشان میدهد که حدود ۵۱ درصد از ساکنان تهران مستأجر هستند و اجارهبهای ماهانه برای آپارتمانهای استاندارد بین ۱۸۰ تا ۲۷۰ میلیون ریال (۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار) است؛ هزینهای که فراتر از دستمزدهای اعلام شده در حدود ۱۶۶ میلیون ریال (۹۲ دلار) است.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، حدود ۲۷ درصد از خانوارهای مستأجر زیر خط فقر قرار دارند و با احتساب هزینه مسکن، این رقم به حدود ۴۰ درصد میرسد. در چنین شرایطی، زندگی مشترک و تشکیل خانواده به یک رویای دستنیافتنی تبدیل شده است و بسیاری از جوانان ناچار به پذیرش زندگی مجردی در خانههای کوچک و اجارهای هستند.
انتخاب آگاهانه:
در سوی دیگر، دستهای هستند که با داشتن تحصیلات بالا و مشاغل خوب، به خواست خود تنهایی را برمیگزینند. این افراد برای ارزشهایی همچون آزادی، استقلال و پیشرفت شخصی اولویت قائلند. «سپیده»، دختر ۳۳ سالهای که در حوزه منابع انسانی فعالیت میکند، شش سال است زندگی مجردی را تجربه میکند: «واقعا احساس آزادی بیشتری دارم و برنامههای خودم را دنبال میکنم. دیگر مثل گذشته کنترلم نمیکنند و این خیلی برایم مطلوب است».
یک مطالعه علمی که در سال ۲۰۲۵ در مجله Social Problems of Iran منتشر شد، نشان میدهد که تجرد در میان مردان طبقه متوسط شهری با مجموعهای از ارزشهای فرهنگی مدرن همسو است؛ ارزشهایی مانند انتخاب آزاد، روابط مبتنی بر لذت، آزادی نسبی از محدودیتهای عرفی، مذهبی و قانونی، و سیالیت در روابط زناشویی.
چالشها و پیامدهای تنهایی مدرن
تنهایی مدرن اگرچه برای برخی آزادیبخش و رضایتبخش است، اما پیامدهای فردی و اجتماعی عمیقی نیز به همراه دارد. یک مطالعه کیفی بر روی زنان مجرد قطعی شاغل در تهران نشان داد که این گروه با «احساس دوگانه رضایت و تنهایی» مواجه هستند؛ از یک سو از استقلال مالی و شغلی خود رضایت دارند، اما از سوی دیگر با احساس انزوا، طرد شدن و به حاشیه رانده شدن مواجهاند.
از منظر اجتماعی، گسترش زندگی انفرادی منجر به کاهش نرخ ازدواج، افزایش روابط خارج از چارچوب رسمی ازدواج (همخانگی، صیغه، روابط دوستی و الگوهایی مانند شوگر ددی و شاوربندی) و در نهایت تضعیف نهاد خانواده شده است.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر روند فعلی کاهش فرزندآوری و گسترش زندگی انفرادی تداوم داشته باشد، تا سال ۱۴۳۰ حدود ۳۲ درصد جمعیت ایران سالمند خواهند بود؛ یعنی تقریبا از هر سه ایرانی یک نفر سالمند خواهد بود. این امر فشار سنگینی بر نظام بازنشستگی، سیستم بهداشت و درمان و شبکه حمایت اجتماعی کشور وارد خواهد کرد.
کووید خاموش؛ انزوا در برابر خانههای اشتراکی
همزمان با گسترش زندگی انفرادی، پدیدهای متضاد نیز در حال شکلگیری است: «خانههای اشتراکی». بر اساس گزارشی از پیام ما، آپارتمانهای ۴۰ تا ۶۰ متری در تهران به طور فزایندهای بین افراد غیرمرتبط تقسیم میشوند تا هزینههای سرسامآور اجاره را کاهش دهند. در برخی موارد، مالکان حاضرند اجاره را کاهش دهند، اما در مقابل، ساعاتی از روز را به انجام کارهای خانه اختصاص دهند. یک آگهی در تهران اجاره ماهانه ۷۰ میلیون ریال (۳۹ دلار) را پیشنهاد میکرد، مشروط بر اینکه مستأجر آشپزی را نیز تقبل کند.
این نوع زندگی که در ابتدا انتخاب به نظر میرسد، در واقع ناشی از فشارهای اقتصادی و عدم توانایی در تأمین مسکن مستقل است. یک جامعهشناس در گفتوگو با شرق هشدار میدهد: «تلاش برای بهبود کیفیت زندگی در بسیاری از موارد با تلاش برای حفظ بقای اولیه جایگزین شده است» و بازگشت اجباری به خانه والدین یا کنار آمدن با غریبهها میتواند روابط اجتماعی و هویت فردی را به شدت تغییر دهد.
جمعبندی
خانهها در سکوت فرو رفتهاند. نه از کودکان زیر پنج سال، نه از نوجوانان پرجنبوجوش و نه حتی از گفتوگوی بزرگسالان. صدای پخش شدن چای در استکانها، صفحه کلید لپتاپ و گاه نفسهای عمیق سالمندان، تنها صداهایی است که در این خانهها طنین میاندازد.
زندگی انفرادی در کلانشهرها، خواه از سر اجبار اقتصادی و خواه از روی انتخاب آگاهانه، به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شده است. اما پشت هر در بسته، یک انسان تنهاست. جوانی که آرزوی تشکیل خانواده دارد اما جیبش یارای آن را نمیدهد، یا زن میانسالی که بعد از دو دهه زندگی مستقل، حالا به فکر پیدا کردن همخانه افتاده است، یا سالمندی که در سکوت اتاقش، منتظر یک تماس تلفنی است.
این دگردیسی عمیق اجتماعی، اگر امروز دیده نشود، فردای جمعیتی کشور را با سالمندی شتابان، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و بحرانهای اقتصادی و حمایتی روبهرو خواهد کرد. شاید وقت آن رسیده که به جای سرگرم شدن به «شعار»های مناسبتی، برای این «تنهایی مدرن» چارهای جدی اندیشید.